X
تبلیغات
گروه تئاتر خیال - دیالوگ های ماندگار

گروه تئاتر خیال

گروه تئاتر خیال

دیالوگ های ماندگار

لاکردار اگه بدونی هنوز چقدر دوست دارم
هامون – مهرجویی

سلامتی سه تن ...ناموس ورفیق و وطن سلامتی... سه کس... زندانیو سربازو بی کس... سلامتی آزادی...سلامتی زندونی های بی ملاقات
اعتراض- کیمیایی

برای آمدن در چشم نقاش باید در چشم انداز بود
حکم- کیمیایی

مادرا هر وقت بمیرن زوده
باغ های کندلوس-ایرج کریمی

هی گفتی می گیرمت. ای تف به این لغت می گیرمت. کی رو می گیری؟ چی رو می گیری؟ من اگه بخوام شوهر کنم، من می گیرمت
حکم-کیمیایی

با زخم باید ساخت طول میکشه اما خوب میشه
سگ کشی- بیضایی

اگه مي دونستم كي سر نوشته آدما رو مي بافه ... بهش مي گفتم ماله من و بشكافه
خانه ای روی آب- بهمن فرمان آرا

ميوه تو عزا طعم نداره
قیصر-کیمیایی

مقدر است امروز لباس نو بپوشم. اگر می توانی، درد و غم را هم از تن من بشوی
سلطان صاحبقران - علی حاتمی

عاشق ها آدمای متوسطی هستن که با تعریف کردن از هم خودشونو بزرگ می کنن
حكم - مسعود كيميايي

بلبل اگه تو قفس طلا بمونه، زندونيه ... مي خونه ولي اداي خوندن رو در مياره
قارچ سمي - رسول ملاقلي‌پور

تواين دوره زمونه مرام و معرفت خيلي كم شده. قيصرخان مي دوني چرا؟ ... چون همش خودت برداشتي
قيصر - مسعود كيميايي

چی میگی پسر؟ استادیوم یه چیز دیگه ست.داد می زنی.هورا می کشی.موج می خوری عین دریا.همه اینا به کنار، فحش میدی آقا فحش! فحش به عالم و آدم! هرچی که دلت می خواد میگی.هیچ کی هم باهات کاری نداره.
آفساید - جعفر پناهي

آزمودم عقـل دوراندیش را ... بعد از این دیوانه سازم خویش را .. آی دکتر
هامون - داريوش مهرجويي

چه دنیای بدی! که من آخرین امید یه کسی ام
خانه ای روی آب- بهمن فرمان آرا

آقای رئیس، این خانوم ، این آقا و فک و فامیلاشون دست به دست هم دادن که منو نابود کنن. پاسبان گذاشته سر محل که منو دستگیر کنه... انگار من جنایت کرده ام. حالا هم باید نفقه شو بدم ... هم خونه رو بدم ، هم مهریه رو بدم ... هم بچه مو بدم ، هم شرفمو بدم . چرا؟ چرا؟ من نمی تونم طلاق بدم؟ من نمی تونم . این زن ، این زن سهم منه، حق منه، عشق منه ... من طلاق نمی دم...
هامون - داريوش مهرجويي

از آدماي بزرگ مجسمه ساختيمو دورش نرده کشيديم ... اگه کسي حرف اين مجسمه هارو باور کنه بايد بين خودشو مردم نرده بکشه
شب هاي روشن - فرزاد موتمن

از وقتي كه تصميم گرفتم ديگه نبينم، خيلي چيزا ديدم
بيد مجنون - مجيد مجيدي

ضیافت مرگ، عطر و طعمش دعاست.روغن خوبم تو خونه داریم، زعفرونم هست، اما چربی و شیرینی ملاک نیست، این حرمتیه که زنده ها به مرده هاشون می ذارن
مادر - علی حاتمی

انقدر تو اين شهر خر پيدا ميشه كه ما پياده جاي نريم
ديوانه اي از قفس پريد - احمدرضا معتمدي

ساعت زنگ زده ديگه زنگ نمي زنه ... چون زنگاشو زده
سوته‌دلان - علي حاتمي

اسی - داریوش ارجمند : مارک کجایی؟
عباس - اکبر عبدی : حول و حوش نواب
اسی : نوابت هم خوبه آق کمال خوش اومدی
عباس : اسم ام عباسه فامیلی ام خاکپوره
اسی : اسم ات مراد ماست فامیلی ات مرام ما

آدم برفی - داوود میرباقری

بقرصی می قرصی ها! وابدی وامی دی ها
شب یلدا - کیومرث پور احمد
+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم اردیبهشت 1389ساعت 16:37  توسط صادق وفایی  |